حرم حضرت مادر

پیشکش به بانوی حرم

حضرت فاطمه معصومه(س)

حرمت، رایحه ی سوره کوثر دارد

عطر و بوی حرم حضرت مادر دارد

شهرمان را به قدومت متبرک کردی

شهرمان بوی خوش شهر پیمبر دارد

هر مسافر که می آید به حرم...بدو ورود

حس رفتن به لب چشمه کوثر دارد

بذری از آینه پاشیدی و از پا قدمت

شهرمان این همه گنجشک و کبوتر دارد

هر کسی آمده پابوس شما بانوجان!

حس مهمان سرِ سفره ی خواهر دارد..

گر چه دور است به دریا و به جنگل این شهر

باغ در باغ گل سرخ معطر دارد

هر که راهش به قم افتاد ...محال است دگر

دست از دامن پر مهر شما بردارد

 

یاد شهید

پیشکش به حضرت ام البنین(س) و همه مادران و همسران شهید

به پیشواز بهار1395

شمیم عطر گل یاس در حرم پیچید

و قلب ها شده روشن درآستانه عید

پرنده ها همه از راه دور برگشتند

بهار با چمدانی پر از شکوفه رسید

درخت، پیرهنی از شکوفه پوشیده است

شکوفه های بنفش و شکوفه های سفید

هزار دشت بنفشه...هزار لاله ی سرخ

شکفته با نفس گرم دختر خورشید

بهار آمده با عطر پرچم عباس

پر از هوای شقایق شده است سال جدید

بهار با همه گلهای تازه آمده است

به دست بوسی و دیدار مادران شهید

به احترام زنی که شکسته قامت او

شبیه کوه از اندوه چار سرو رشید

بهار، بوی گل سرخ با خود آورده است…

که یادمان نرود زنده است یاد شهید

زیر باران ناحیه

...با احترام به خطیب بزرگوار و سید ارجمند حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی میرباقری که این غزل تحت تاثیر روضه ایشان سروده شده است...


پیشکش به راوی مویه های بلند زیارت ناحیه مقدسه


...أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ،

سلام بر آن گونه خاک آلوده،

أ لسَّلامُ عَلى مَنْ نُکِثَتْ ذِمَّـتُهُ،

سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَـرَّعِ بِکَأْساتِ الرِّماحِ

سلام بر آنکه از جام هاى نیزه ها جرعه نوشید،

أَلسَّلامُ عَلَیْک َ سَلامَ الْعارِفِ بِحُرْمَتِک َ ، الْمُخْلِصِ فی وَِلایَـتِک َ،

..سلام برتو سلامِ آن کسى که به حُرمتِ توآشنا و در ولایت تو مُخلص و بى ریا است،

سَلامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصابِک َ مَقْرُوحٌ ، وَ دَمْعُهُ عِنْدَ ذِکْرِک َ مَسْفُوحٌ ،

 سلام کسی که قلبش ازمصیبت تو جریحه دار، و اشکش به هنگام یادتو جارى است،

سَلامَ الْمَفْجُوعِ الْحَزینِ ، الْوالِهِ الْمُسْتَکینِ ،

سلام کسی که دردناک وغمگین وشیفته وفروتن است،  

سَلامَ مَنْ لَوْ کانَ مَعَکَ بِالطُّفُوفِ ،  لَوَقاک َ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ ،

سلام کسی که اگرباتو درکربلا مى بود، باجانش دربرابر تیزىِ شمشیرها ازتو محافظت مى نمود،

فَلاََ نْدُبَنَّک َ صَباحاً وَ مَسآءً ، وَ لاََبْکِیَنَّ لَک َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً ،

...(درعوض) صبح وشام برتومویِه میکنم، و به جاى اشک براى توخون گریه میکنم،  



 

غمی به وسعت عالم نشسته بر جانش

تمام ناحیه خیس از دو چشم گریانش

شبیه ابر بهاری هوای ناحیه را

پر از ترنم غم کرده  اشک سوزانش

سلام کرد به جدش ... سلامی از سر صدق

سلام آن که کند جان  فدای  جانانش

سلام کرد بر آن گونه های خاک آلود

بر آن  تنی که نمودند نیزه بارانش

سلام کرد بر آن بوسه گاه نورانی

سلام آنکه کند جان خویش قربانش

سلام آن که دلش زخمی مصیبت هاست

سلام آن که اگر بود کربلا –جانش

میان طف ، سپر تیغ و نیزه ها می کرد

و می سپرد به شمشیرها گریبانش

سلام کرد بر آن جام نیزه نوشیده

بر آن کسی که شکستند عهد و پیمانش

سلام آنکه اگر نی نوا حضور نداشت

علی الدوام شده ناله ی فراوانش

سلام آن که سرازیر می شود هر روز

 به جای اشک روان ، سیل خون زچشمانش...

پوزش

سلام

با عرض پوزش از همه اساتید ارجمند و دوستان بزرگواری که برای مطلب "زیر باران ناحیه" پیام گذاشتند و به دلیل بازسازی وبلاگ کلیه مطالبشان حذف شد...

بهار با عطر چادر خاکی

یا علی!

انا فاطمة(سلام الله علیها) بنت محمد(صلی الله علیه و آله)

زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة
انت أولی بی من غیری حنطنی غسلنی کفنی بالیل و صل علی و ادفنی بالیل
و لا تعلم احدا

و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة..


عید امسال پر از بوی گل یاس شده است

و پر از خاطره ی گندم و دستاس شده است

همه ی دشت گواهند که با بوی بهار

عطر یک خانه ی آتش زده احساس شده است

چینش سفره امسال تفاوت دارد

سین هر سفره ، سلامی است که بر یاس شده است

روضه ی چادر خاکی همه جا پیچیده

سیب ها عطر خوش کوثر و اخلاص شده است

ابر ،در هیات یک مستمِع مداحی است

بس که می گرید و دل نازک و حساس شده است

....

جان گل های جهان پیشکش یاسی که

زخمی سیلی باد و ستم داس شده است...

 

زهیر باش دلم!

زهیر باش دلم ! تا به کربلا برسی

به کاروان شهیدان  نی نوا  برسی

امام پیک  فرستاده در پی ات ... برخیز!

در انتظار جوابت  نشسته... تا برسی

چه شام باشی و کوفه.. چه کربلا ای دل!

مقیم عشق که باشی...  به مقتدا برسی

زهیر باش! بزن خیمه در جوار امام

که عاشقانه به آن متن ماجرا برسی

مرید حضرت ارباب باش و عاشق باش!

که در مقام ارادت به مدعا برسی

تمام خاک جهان کربلاست...پس بشتاب

درست در وسط آتش بلا برسی...

زهیر باش دلم! با یزید نفس بجنگ!

که تا به اجر شهیدان نی نوا برسی...

وما ادراک...؟

 

            ...أَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَكَتْهُ مَلائِكَةُ السَّمآءِ،

                   أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضيبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْس المرفوع

 

گوشه ای از پرده خوانی کتاب آیت شگفت

تقدیم به استاد محمد رضا سنگری

مانده بر دوش زمین ، رنج مسیر سفرت

آسمان هم شده با گریه ی خود نوحه گرت

سفر کوفه و دروازه  ی ساعات و حلب..

چه سفرها... چه سفرها که نکرده ست سرت!


مجلس شام و تنور و طبق و تشت طلا..

چند تابوت ..که افتاده به آنها گذرت؟

کوهی از درد :سراسیمه دوان است پی ات

رودی از ناله سرازیر شده پشت سرت

راه افتاده  به تشییع سرت، شهر به شهر

پابه پای تو نسیمی که شده همسفرت

می روی...بر دل گلهای جهان خواهد ماند

داغ  هفتاد و دو پروانه ی بی بال و پرت

...

...آه دریا ! چه گذشته ست به روزت که چنین

مانده بر دوش زمین رنج مسیر سفرت؟

 

 

 

 

موج بر شانه

 

 کعبه یک سنگ نشان نیست ...

مثل یک برگ که از شاخه جدا می افتد

گاهی از دوری تو رود ز پا می افتد

گاهی از دوری تو کوه فرو ریخته ام...

گاه موجی که به گرداب بلا می افتد

موج بر شانه در این دایره سر گردانم

مانده ام حلقه ی این وصل کجا می افتد

کعبه یک سنگ نشان نیست ..نه..یک آیینه ست

که در آن عکس رخ آینه ها می افتد

دور اول شده بی تاب ز خود می پرسم

گذر چشم من آیا به خدا می افتد؟

سر و جان باخته من عاشق و دل باخته من

موج بر شانه منم این که ز پا می افتد

دور هفتم شده در گوش دلم گفت کسی...

باز هم قرعه ی این خانه به ما می افتد

 

السلام علیک یا شمس الشموس...

پیشکش به آستان ضامن آهو

باد زانو می زند...گلدسته را بو می کند

دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند

در لباس خادمان مهربانت، صبح ها

صحن و ایوان طلا  را آب و جارو می کند

می نشیند  کنج بست" شیخ حر عاملی"

یاد معصومیت آن بچه آهو می کند

تا اذان صبح..مانند نگهبان درت

ذکر برمی دارد و ...آهسته "یاهو" می کند

خادمی می گفت: با چشم خودش دیده است باد

آن به آن مثل گلی گلدسته را بو می کند

چشم می دوزد به چشم زائران تشنه ات

دور سقاخانه و فواره "هو هو" می کند

باد عاشق.. با پر طاووس مخصوص حرم

صحن را آغشته از گلهای شب بو می کند

.

.

عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت

هر که می آید حرم ..این عطر را بو می کند

...

  یاهو!
 
.. چنان گنجشک های ریزه خوارت معتقد هستم
به سقاخانه ات ..بامت..به صحنت .. برکت نانت..
هوا بارانی و سردست.. جایی می دهی آقا!
مرا در کنجی از آیینه بندان شبستانت؟
 
 
اللهم صل علی ، علی بن موسي الرضا مرتضي الامام التقي النقي و حجتك علی من فوق الارض ومن تحت الثري الصديق الشهيد صلاه كثيره تامه
زاكيه متواصله متواتره مترادفه كأفضل ماصليت علي احد من اوليائک

 


پرودگارا، ‌بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي.
 
دانلود کنید: